
پوتراجايا مركز اداري جديد دولت فدرال مالزي است كه از پايتخت كنوني كوالالامپور فاصله اي حدود 25 كيلومتر دارد؛ در عين حال كوالالامپور همچنان به عنوان مركز اقتصادي و تجاري باقي خواهد ماند. انتقال دستگاه های اجرايي و اداري از كوالالامپور به پوتراجايا در خط مشي سياست هاي دولت براي همگن كردن و غير متمركز ساختن زمينه هاي پيشرفت در نقاطي غير از كوالالامپور است. پيشرفت كوالالامپور در بسياري از زمينه ها باعث ايجاد انگيزه سكونت در آن شده است و اميد مي رود كه اين رشد و ترقي در جزيره كلنگ هم ادامه پيدا كند.پوتراجايا اولين باغشهر هوشمند مالزي ناميده شده است. در واقع اين شهر يك شهر نمونه است؛ مركز سيستم عصبي يك ملت و مكاني ايده آل براي زندگي كردن، كار، تجارت و شركت در فعاليت هاي ورزشي و هر آنچه كه بخواهيد!
پوتراجايا وعده يك زندگي با كيفيت و راحت را مي دهد؛ باغ هاي بوتانيكي، سبزه هاي انبوه و پارك هاي پراكنده در سطح شهر به وسيله مكان هاي وسيعي از آب احاطه شده اند. مناطق مسكوني با قطب هاي تجاري و مراكز رفاهي عمومي كه براي يك محيط زندگي - كار ايده آل طراحي شده اند، حمايت مي شوند.

در واقع شهر برمبناي 3 ايديولوژي ساده ساخته شده: انسان و خالق او، انسان و انسان و نهايتا انسان و طبيعت.پوتراجايا يكي از آن شهرهايي است كه هر كدام از ما ممكن است در ذهن خود تصوير آن را براي شهر ايده آل ساخته باشيم. شهر، كاملا بر مبناي اصول شهر سازي ساخته شده و نشانه هاي شهري كه بازگو كننده هويت ملي - فرهنگي است نيز در نقاط مختلف آن پراكنده شده است. مساجد پوترا، داتاران پوترا و سري پاندا با معماري تحسين برانگيز مالزيايي اسلامي نمونه هايي بي نظير از آنها است.
پوتراجايا شهري كاملا برنامهريزي شده است. همه چيز در اين شهر پيش از اينكه ساخته شود برنامهريزي شده است:
از كاخ نخستوزيري گرفته تا مراكز خريد، بلوكهاي مسكوني و چراغهاي خيابانها.
اين شهر يكي از پايتختهاي جنوبشرق آسياست اما در آن توسعه بيرويه حاشيه شهر وجود ندارد. خانهها بايد رنگي را كه براي آنها مشخص شده است، داشته باشند و در هيچ خانهاي حصار (فنس) وجود ندارد. پوتراجايا شهر قانون است. مقامات شهر سعي ميكنند در آن يكپارچگي و استانداردهاي خاصي كه تعريف شده است به دقت اجرا شود. اين شهر در مقايسه با شهرهاي جاكارتا و بانكوك كه در آنها معماري هواي باز را از ساكنان ميگيرد يك بهشت به حساب ميآيد.
![]()
شايد بتوان گفت پوتراجايا را ميشود با پايتختهاي مصنوعي ديگر جهان، برزيليا و كانبرا مقايسه كرد اما نكته اينجاست كه پوتراجايا مانند هيچكدام از اين دو نيست. پوتراجايا با كلانشهري به نام كوالالامپور كه يكي از شهرهاي مشهور جهان است تنها 25 كيلومتر فاصله دارد و بهگونهاي خود حومه اين شهر به حساب ميآيد؛ حومهاي مدرن، از لحاظ اداري و سياسي بسيار مهم و بسيار آرام.در مركز شهر با استفاده از جريان هدايتشده آب، يك جزيره ايجاد شده است. در اطراف اين جزيره چندين پل وجود دارد تا جزيره را به ديگر مناطق شهر متصل كند.

وجود درياچهاي مصنوعي و پاكيزه، پوتراجايا را به مكاني رؤيايي تبديل كرده است و شهروندان آن ميتوانند از آرامش بينظيري كه در شهر وجود دارد استفاده كنند. مقداري از اين آرامش البته با استفاده از تلويزيونهاي مداربسته و گشتهاي امنيتي خصوصي در شهر تامين ميشود. در كنار آن شهر نسبت به كوالالامپور هواي پاكيزهتر و خنكتري دارد. از ديگر مولفههاي وجود آرامش در شهر اين است كه مردم در محلات همديگر را ميشناسند و نسبت به شهرهاي بزرگي همچون كوالالامپور ارتباطات بيشتري ميان آنها برقرار است.

اين كه در شهر هيچ حصاري وجود ندارد
هم يكي از مولفههاي ديگر وجود آرامش در شهر است. اين مسئله ابتدا با واكنش منفي ساكنان مواجه شد. آنها نسبت به زندگي در جايي كه
در آن هيچ حصاري وجود ندارد بيميل بودند اما پس از مدتي از اين امر استقبال كردند.
اما آرامش
تنها چيزي نيست كه ساكنان يك شهر نياز دارند. شهروندان گاهي به هيجان و شلوغي نياز دارند و اين چيزي است كه پوتراجايا
نتوانسته است به ساكنان خود بدهد.

بسياري از ساكنان جوان پوتراجايا از نبود زندگي هيجانآميز در شهر گله دارند. اين شهر ساكتتر از آن است كه جوانان بتوانند در آن جواني كنند. كمبود امكانات تفريحي يكي از مشكلات ديگري است كه مردم شهر با آن روبهرو هستند. با اين حال برخي مسئولان شهري ضمن تلاش براي رفع اين مشكلات معتقدند كه پوتراجايا پايتخت اداري و سياسي مالزي است و شهروندان آن بايد با اين حقيقت كنار بيايند. آنها معتقدند بيشتر ساكنان اين شهر از كاركنان دولتي هستند و زندگي آنها در چارچوبهاي خاصي تعريف شده كه شهر مطابق با آنها معماري شده است.

مسجد شهر پورتاجايا ، مسجدی با گنبد صورتی رنگ و نقش و نگار برجسته طرح اسلامی بر آن و گلدسته ای به ارتفاع 116 متر که بلندترین مناره جنوب شرقی آسیاست. علاوه بر تفاوت تعداد گلدسته ها( مسجد های اهل سنن، تنها یک گلدسته دارند )، چهار گنبد کوچک تر ، گنبد اصلی رو احاطه کرده اند.

دایرههای به قطر ۳۰۰ متر با آبنماهای متعدد میدان پوترا را میسازد. پل پوترا، مسجد جامع، منزل و دفتر کار نخست وزیر ساختمانهای اطراف این میدان هستند. در فواصل ساختمانهای فضای سبز و محوطه باز تشکیل دادهاست. ستاره بزرگ یازده پر به نشانه یازده ایالت کشور در سال ۱۹۵۷ در درون این دایره بزرگ محاط شده است. در سال ۱۹۶۳ پس از اضافه شدن دو ایالت دیگر ستاره سیزده پر و سپس چهارده پر در قسمت مرکزی میدان ساخته شد. هم اکنون در سال ۲۰۰۸ میلادی کشور مالزی دارای ۱۴ ایالت میباشد.
میدان با پلکانی در انتهای محوطه مسجد به سمت دریاچه زیبای پوتراجایا می رود. اما پیش از رسیدن به دریاچه، باید از میان ساختمانی بگذریم که انواع و اقسام رستوران ها را در کنار هم جای داده است. قبلا هم نوشته بودم که مردم مالزی به غذا خوردن بیرون از خانه بسیار علاقه مند هستند و در همه ساعات روز، همه غذاخوری ها و رستوران ها مشتریان خود را دارند. برخلاف تصور ما از رستوران های نزدیک مساجد، این ساختمان و رستوران هایش همگی تمیز و شیک هستند. انتخاب رستوران می ماند برای شام و بعد از گردش.

نشانه ۷۸ متری مرکز میدان مرکو تاندا یادآور تولد شهر پوتراجایا است. سه ضلع حجم مخروطی مرکز یادآور سه اصل اصلی طراحی شهر، خدا، انسان و طبیعت است. واقع شدن این میدان بر روی تپه مشرف به شهر، دید پانارومیک به کل شهر از این نقطه میسر است.استفاده از تکنولوژی بالا و پایبندی به الگوهای سنتی در ساخت این یادمان، نشان طراحی کل شهر پوتراجایاست. ماه و ستاره چهارده پر موجود بر پرچم ملی مالزی نیز بر روی بدنه مخروطی شکل آن نقش بسته است.

منابع :
http://www.landscape.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=1078&Itemid=76
http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=72496