اجباری

به نام خدا
دوستان گرامی وبلاگ
دوست خوبم حسین قائمی ، از ابتدای اردیبهشت به اجباری رفته است . اجباری همون سربازی خودمون هست که درسته شاید خدمتی برای وطن حساب آید ، اما در قرن بیست و یکم و در مورد جوانانی که فارغ التحصیل دانشگاهی هستند شاید بتوان خدمات بهتری برای کشور از آنان گرفت و نزدیک به دوسال از بهترین دوران عمرشان را صرف کارهای بیهوده نکنند ، شاید اگر تنها همان دوران آموزشی بود ، همه برای شرایط بحرانی آماده بودیم و کمتر وقتی از کسی به بیهودگی میگذشت ، در ضمن من خود اطلاع چندانی ندارم اما به نظرم بسیار خوب خواهد بود پژوهشی در مورد اجباری بودن سربازی و راه های خدمت از راه های دیگر به کشور مورد بررسی قرار گیرد ، اگر به خاطر شرایط همواره خاص ما در منطقه و جهان است ، می توانیم به همین پاکستان همسایه خود نگاه کنیم که سربازی در آنجا اختیاری است ، فکر می کنم آنها بیشتر از ما درگیر جنگ و طالبانیزم و ... هستند .
به هر حال برای دوست عزیزم حسین ، آرزو می کنم که این دوران نیز به راحتی گذشته و با بهترین خاطرات همراه باشد ، جایی آموختم که بهترین تجارت ، شادی دل مردم و بدست آوردن مردمان است ، از این رو سربازی هم جایی برای آشنایی با افرادی جدید هست ، پس به نظرم خیلی هم تجارت بدی نیست ، در اندیشه من همیشه پندار ماست که نگرشی خاص در ما ایجاد می کند و زندگی را در دید ما زیبا و دلپذیر می کند .
حسین جان امیدوارم همواره احساس خوشبختی کنی و این دوران را با تندرستی ، راحتی و و با بهترین تجارب پایان بخشی.

دوستان منتظر باشید که پس از اتمام دوران آموزشی حسین باز هم با هم مطالب این وبلاگ را درج خواهیم کرد.
این وبلاگ ، شروعی است برای حرکت و سیر به شناخت و درک معماری و در نهایت رسیدن به خلق محیطی مناسب تر برای بشریت ، در این راه خود بیشتر یادگیرنده ایم و آموخته هایمان را با شما در میان خواهیم گذاشت ، و به همدلی های شما و یاریتان بسیار امیدواریم تا همه با هم به سوی تعالی این علم و هنر ، حرکت کنیم.