گزارشی از سمپوزیوم معماری ایران و اتریش
خانه هنرمندان ایران
بخش اول
دیروز سه شنبه با برگزاری مراسمی در مورد کارها و طراحی های دو معمار اتریشی و توضیحات آنها بود.
بخش دوم
امروز چهارشنبه
مراسم ساعت 13:30 با سخنان دکتر دشتی و دو معمار اتریشی حاضر در مراسم شروع شد. حاضرین که 24 نفر بودند به گروه های 3 تا 4 نفره تقسیم شده و به صورت مشترک و گروهی دست به طراحی GEST HOUSE زدند ، این بنا به صورت پیش فرض در شمرون تهران قرار گرفته و تنها همین اطلاعات در مورد آن داده شد تا هرکس با توجه به دید خود و تجربه به آن بپردازد.
در این کارگاه آموزشی با پیشنهاد طرح آقای پروفسور هولگر نویزیرت ، گفته شد که افراد شرکت کننده به طراحی یک کافه ، رستوران در منطقه شمیرانات بپردازند
در این WORK SHOP بعد از تشکیل گروه ها ، هر گروه به صحبت راجع به موضوع پرداخته و وارد روند طراحی این مهمونخونه شدند ، در مرحله ابتدایی که نیم ساعت بودند به گروهها فرصت دادند تا در این مورد و نیازهای پروژه و خصوصیات آن صحبت کرده و به جمع بندی برسند ، بعد از اتمام نیم ساعت ، هر گروه به توضیح بحث های خود پرداخت .
پس از این نیم ساعت ، طبق برنامه گروه ها وارد مرحله بعد شده و برای خود سایت را مشخص کرده به نیاز کارفرما توجه کرده و وارد فاز طراحی شدن.
هر گروه یک ساعت و نیم برای طراحی فرصت داشت و پس از ان هر گروه به نوبت کارهای خود را در معرض دید قرار داده و در موردش توضیح دادند و معماران ایرانی حاضر و معماران اتریشی نظرات خود را ابراز کردند .
گویا این قبیل کارهای گروهی معماری ، که در عمل خواه نا خواه بین شرکت های معماری برای طراحی های پروژه های بزرگ به وجود می آید ، به این شیوه که در اتریش رایج است و به آن محفل افقی گفته می شود و باعثانتقا حس و درک و تجربه های معماری می گردد.
بخش سوم
فردا پنجشنبه
نشست تخصصی اساتید معماری در مورد آموزش معماری که حضور در آن نیاز به ثبت نام قبلی در دفتر فرهنگی ایران و اتریش دارد.
دوستان اگر در این مراسم شرکت می کردید موارد بسیاری می آموختید و تجربه ای گرانبها می اندوختید ، برای من امیدوارم چنین بوده باشد.
منتظر دیدار شما در مراسم بعد و برنامه هایی از این قبیل هستیم.
___________________________________
در این برنامه مدیر کلوب دختر و پسرهای معمار و نویسنده وبلاگ معمار باشی آقای محمد منفرد هم شرکت کرده بودند و توفیق دیدارشون رو داشتیم.
گروه ما هم گروه جالبی بود ، یک آقایی خیلی با شخصیت و دانایی که از اسایتد معماری دانشگاه ساری هم بودن به نام آقای فواد حبیبی با ما همگروه بودن ، یک دختر خانم دانشجو که من متوجه اسمشون نشدم اما دختری خوب و شاداب و سر زنده بود و اخلاقی صمیمانه داشت و من و دو تا پسرا ، ابتدا اون دو تا پسرا خیلی صحبت کردن و بیشتر به جای اینکه مباحث اصلی رو شروع کنند تا به طرح ببرسیم و وارد عمل و طراحی شویم ، بیشتر سعی می کردند که بحث کنند و با کلمات بازی می کنند ، در کلاس هم از این نوع همکلاسی ها داشتیم که بسیار باعث آزار سایرین هستند و نه خودشون چیز بیشتری یاد میگیرند و نه دیگران با این کا ر به نوعی خودشون رو آروم می کنند و به خودشون اعتماد به نفس کاذب میدن ، به هر حال خدا رو شکر اون دو تا پسرا با اومدن همکلاسیشون از گروه ما جدا شده و گروه دیگری برپا کردن که آخرش هم جز چند دیاگرام و بحث به جایی نرسیدند.
اما گروه ما هم اگر تعریف از خود نباشه ، از مسائل اصلی پروژه و انتظاراتمون صحبت کردیم و اینکه به نظرمون چه مکانی است و چه نیازها و خصوصیاتی داره ، بعد از اون شروع به بررسی طرح های موجود و جایگزین دادیم و از بین اونها و با توجه به نظر اعضا طرحمون رو جلو بردیم ، گروه محمد جان که گفت از ایده آبشار و نشستن پشت آبشار استفاده کردن ، ما هم از ایده این عزیزان الگو گرفته و با کمی تفاوت اون رو به شکل دیگری پیاده کردیم ، چون وقتی این ایده از طرف دوستان اون گروه مطرح شد معماران اتریشی اون رو نقطه ضعف به حساب آورده و به چالش کشیدند ، به خاطر حجم آب آبشار و فکر زمستان و یخ بستن آن ، این بود که ما تصمیم گرفتیم برای اینکه نشون بدیم طرح ایده دوستانمون در گروه محد جان ایده خوبی بوده ، این طرح رو جوری اجرا کنیم تا اونا درس بگیرن و ببینن جور دیگه ای هم میشد اونا رو دید ، برای طرحمون ما ازین ایده در سه شکل فیزیکی استفاده کردیم :
1- سقفهای با شکل نرم و منحنی که در محوطه بوده و روی آن لایه نازکی به قطر یک میلیمتر آب باشد و بعد از طی مسافتی به نهر تبدیل شود.
2- آلاچیق هایی منحنی گونه که به صورت صفحه های منحنی نرم و کنار هم و با قوسهاشون تشکیل محلی دنج رو میدادن که اونا هم آب به همون صورت ازشون عبور میکرد ، به صورتی که در تابستان منظره های اطراف را با فیلتر آب دیده و در زمستان به فیلتر یخ زده نازک مناظر را مشاهده کنیم.
3- سسقفهای باز هم منحنی گونه در دل کوه و صخره ها که به صورت سایه بانه جلو آمده و شیشه هایی که جلوی ان داشت از دور نیز ایجاد انعکاس نور میکرد و مشخص بود.
به هر حال تجربه ای بسیار عالی و منحصر به فرد بود ، همیشه دوست داشتم که تمرین طراحی گروهی داشته باشم.

جای دوست عزیزم حسین هم در این کارگاه گروهی خالی بود.
به زودی عکسهایی از طرح ها را نیز قرار میدم.