خانه فیلم معمار و آشنایی با پورتزانپارک

روز پنجشنبه 27 خرداد ماه سال 89  در خانه هنرمندان برنامه ای معماری ترتیب یافته بود که برای آشنایی با معمار فرانسوی Chirisian de Portzanmpacs و با نمایش دو فیلم از دو اثر او یکی فیلارمونیک لوکزامبورگ و دیگری شهرموسیقی همراه بود.
در این برنامه بین دو فیلم پخش شده آقای محمدرضا حائری که از نزدیک با پورزانپارک ملاقات کرده و از بناهای ایشان بازدید داشته اند صحبت کردند ، جناب آقای حائری معمار و شهرساز هستند که از اطلاعات خوبی برخوردار بوده و خردمندانه سخن می گفتند ، ایشون زندگی پورزانپارک رو معرفی کرده و به توصیف معماری ایشون پرداختند ، از نظر آقای حائری ، پورزانپارک معمار و شهرسازی است که در عین حال چند ساحتی در اخلاقو شخصیت و حرفه می باشد ، او همانطور که محیط های شهری می آفریند ، فضای معماری را خلق می کند و به فضای تهی میان کالبد ارزش فراوانی می بخشد ، او از زمره معمارانی است که از بزرگترین اجزا تا کوچکترین اجزای بنا را خود طراحی کیمی کند و مبلمان طراحی شده خویش را به کار می بنند ، او در معماری به نوعی موضوع را خورد کرده و همزمان با موضوع بنا را تک تک کرده و در سایت می چیند و سپس با دیدی خلاق و ابتکاری منحصر به فرد جوری تمام تکه های به هم مرتبط می کند که همه پازلی زیبا را شامل می شوند ، معماری او به فضا روح داده و در عین حال اجتماعی و پویا و کاربردی است.
برنامه پنجشنبه خانه هنرمندان ، برنامه ای بسیار مفید بود.

معرفی دو بنا از معمار فرانسوی پورتزانپارک

 پورزانپارک معمار و شهرسازی است که در عین حال چند ساحتی در اخلاق و شخصیت و حرفه می باشد ، او همانطور که محیط های شهری می آفریند ، فضای معماری را خلق می کند و به فضای تهی میان کالبد ارزش فراوانی می بخشد ، او از زمره معمارانی است که از بزرگترین اجزا تا کوچکترین اجزای بنا را خود طراحی کیمی کند و مبلمان طراحی شده خویش را به کار می بنند ، او در معماری به نوعی موضوع را خورد کرده و همزمان با موضوع بنا را تک تک کرده و در سایت می چیند و سپس با دیدی خلاق و ابتکاری منحصر به فرد جوری تمام تکه های به هم مرتبط می کند که همه پازلی زیبا را شامل می شوند ، معماری او به فضا روح داده و در عین حال اجتماعی و پویا و کاربردی است.


شهر موسیقی در شمال شرق پاریس و در انتهای پارک دولاویت قرار گرفته است. در حقیقت این مجموعه کنسرواتور موسیقی و رقص می باشد. زمین این مجموعه سابق کشتارگاه بوده است و در قالب مسابقه ای معماری گذارده شد.
این بنا ضمن برآوردن نیازهای کاربردی سیالیت خویش را با توجه به موضوع حفظ کرده است.


Cité de la Musique et de la Danse
شهر موسیقی
cite de la musique


فیلارمونیک لوکزامبورگ
در سال 2005 افتتاح گشت ، این بنا از نظر فرم با مکعب مستطیل های بناهای مجاور تضادی حجمی ایجاد می کند و و رنگ آن نیز یکدست سفید است ، بنای مرکزی که شامل سالن کنسرت و دو سالن تمرین است و بخش اداری است ، توسط دو منحنی تعریف شده اند که در دو نقطه با هم تلاقی دارند ، یکی به طرف میدان و دیگری به سمت خیابان کندی است که نشانه خوبی برای پیدا کردن ورودی است.

PhilharmonieLuxembourg.jpg
The philharmonie Luxembourg
فیلارمونیک لوکزامبورگ

ٌwork shop

گزارشی از سمپوزیوم معماری ایران و اتریش

خانه هنرمندان ایران

 

بخش اول

دیروز سه شنبه با برگزاری مراسمی در مورد کارها و طراحی های دو معمار اتریشی و توضیحات آنها بود.

بخش دوم

امروز چهارشنبه

مراسم ساعت 13:30 با سخنان دکتر دشتی و دو معمار اتریشی حاضر در مراسم شروع شد. حاضرین که 24 نفر بودند به گروه های 3 تا 4 نفره تقسیم شده و به صورت مشترک و گروهی دست به طراحی GEST HOUSE  زدند ، این بنا به صورت پیش فرض در شمرون تهران قرار گرفته و تنها همین اطلاعات در مورد آن داده شد تا هرکس با توجه به دید خود و تجربه به آن بپردازد.

در این کارگاه آموزشی با پیشنهاد طرح آقای پروفسور هولگر نویزیرت ، گفته شد که افراد شرکت کننده به طراحی یک کافه ، رستوران در منطقه شمیرانات بپردازند


در این WORK SHOP بعد از تشکیل گروه ها ، هر گروه به صحبت راجع به موضوع پرداخته و وارد  روند طراحی این مهمونخونه شدند ، در مرحله ابتدایی که نیم ساعت بودند به گروهها فرصت دادند تا در این مورد و نیازهای پروژه و خصوصیات آن صحبت کرده و به جمع بندی برسند ، بعد از اتمام نیم ساعت ، هر گروه به توضیح بحث های خود پرداخت .

 پس از این نیم ساعت ، طبق برنامه گروه ها وارد مرحله بعد شده و برای خود سایت را مشخص کرده به نیاز کارفرما توجه کرده و وارد فاز طراحی شدن.

هر گروه یک ساعت و نیم برای طراحی فرصت داشت و پس از ان هر گروه به نوبت کارهای خود را در معرض دید قرار داده و در موردش توضیح دادند و معماران ایرانی حاضر و معماران اتریشی نظرات خود را ابراز کردند .

گویا این قبیل کارهای گروهی معماری ، که در عمل خواه نا خواه بین شرکت های معماری برای طراحی های پروژه های بزرگ به وجود می آید ،  به این شیوه که در اتریش رایج است و به آن محفل افقی گفته می شود و باعثانتقا حس و درک و تجربه های معماری می گردد.

بخش سوم

فردا پنجشنبه

نشست تخصصی اساتید معماری در مورد آموزش معماری که حضور در آن نیاز به ثبت نام قبلی در دفتر فرهنگی ایران و اتریش دارد.

 

دوستان اگر در این مراسم شرکت می کردید موارد بسیاری می آموختید و تجربه ای گرانبها می اندوختید ، برای من امیدوارم چنین بوده باشد.

منتظر دیدار شما در مراسم بعد و برنامه هایی از این قبیل هستیم.


___________________________________

در این برنامه مدیر کلوب دختر و پسرهای معمار و نویسنده وبلاگ معمار باشی آقای محمد منفرد هم شرکت کرده بودند و توفیق دیدارشون رو داشتیم.


گروه ما هم گروه جالبی بود ، یک آقایی خیلی با شخصیت و دانایی که از اسایتد معماری دانشگاه ساری هم بودن به نام آقای فواد حبیبی با ما همگروه بودن ، یک دختر خانم دانشجو که من متوجه اسمشون نشدم اما دختری خوب و شاداب و سر زنده بود و اخلاقی صمیمانه داشت و من و دو تا پسرا ، ابتدا اون دو تا پسرا خیلی صحبت کردن و بیشتر به جای اینکه مباحث اصلی رو شروع کنند تا به طرح ببرسیم و وارد عمل و طراحی شویم ، بیشتر سعی می کردند که بحث کنند و با کلمات بازی می کنند ، در کلاس هم از این نوع همکلاسی ها داشتیم که بسیار باعث آزار سایرین هستند و نه خودشون چیز بیشتری یاد میگیرند و نه دیگران با این کا ر به نوعی خودشون رو آروم می کنند و به خودشون اعتماد به نفس کاذب میدن ، به هر حال خدا رو شکر اون دو تا پسرا با اومدن همکلاسیشون از گروه ما جدا شده و گروه دیگری برپا کردن که آخرش هم جز چند دیاگرام و بحث به جایی نرسیدند.
اما گروه ما هم  اگر تعریف از خود نباشه ، از مسائل اصلی پروژه و انتظاراتمون صحبت کردیم و اینکه به نظرمون چه مکانی است و چه نیازها و خصوصیاتی داره ، بعد از اون شروع به بررسی طرح های موجود و جایگزین دادیم و از بین اونها و با توجه به نظر اعضا طرحمون رو جلو بردیم ، گروه محمد جان که گفت از ایده آبشار و نشستن پشت آبشار استفاده کردن ، ما هم از ایده این عزیزان الگو گرفته و با کمی تفاوت اون رو به شکل دیگری پیاده کردیم ، چون وقتی این ایده از طرف دوستان اون گروه مطرح شد معماران اتریشی اون رو نقطه ضعف به حساب آورده و به چالش کشیدند ، به خاطر حجم آب آبشار و فکر زمستان و یخ بستن آن ، این بود که ما تصمیم گرفتیم برای اینکه نشون بدیم طرح ایده دوستانمون در گروه محد جان ایده خوبی بوده ، این طرح رو جوری اجرا کنیم تا اونا درس بگیرن و ببینن جور دیگه ای هم میشد اونا رو دید ، برای طرحمون ما ازین ایده در سه شکل فیزیکی استفاده کردیم :
1- سقفهای با شکل نرم و منحنی که در محوطه بوده و روی آن لایه نازکی به قطر یک میلیمتر آب باشد و بعد از طی مسافتی به نهر تبدیل شود.
2- آلاچیق هایی منحنی گونه که به صورت صفحه های منحنی نرم و کنار هم و با قوسهاشون تشکیل محلی دنج رو میدادن که اونا هم آب به همون صورت ازشون عبور میکرد ، به صورتی که در تابستان منظره های اطراف را با فیلتر آب دیده و در زمستان به فیلتر یخ زده نازک مناظر را مشاهده کنیم.
3- سسقفهای باز هم منحنی گونه در دل کوه و صخره ها که به صورت سایه بانه جلو آمده و شیشه هایی که جلوی ان داشت از دور نیز ایجاد انعکاس نور میکرد و مشخص بود.

به هر حال تجربه ای بسیار عالی و منحصر به فرد بود ، همیشه دوست داشتم که تمرین طراحی گروهی داشته باشم.
جای دوست عزیزم حسین هم در این کارگاه گروهی خالی بود. 
به زودی عکسهایی از طرح ها را نیز قرار میدم.