گفت و گو با حسین امانت، طراح میدان و برج آزادی تهران

برج آزادی که در زمان خود شهیاد نام داشت و یادمانی برای دو هزار و پانصد سال شاهنشاهی ایران بود، خیلی زود نماد دروازه گونه تهران و ترجمان معمارانه ایران مدرن شد، این بنا اکنون سی و شش ساله است و در حالی که با یک چرخش بزرگ، نماد انقلاب سال ۵۷ تلقی می شود، فرسوده از گذر زمان و رنجیده از بی مهری کسان، خود را نیازمند مرمت می یابد. با این حال دست بردن در مجموعه ای که ایرانیان سخت بدان خو گرفته اند وخارجیان، ایران امروزی را با تصویرش می شناسند، کاری ساده و خالی از حرف و حدیث نیست.

                                          

شهرداری تهران مسؤول مرمت و بهسازی برج و میدان آزادی است و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور نظارت بر این کار را به عهده دارد؛ چرا که برج آزادی در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است.

 شهرداری بر این باور است که عملیات مرمت را "کاملا اصولی" به پیش می برد، اما سازمان میراث فرهنگی نظر متفاوتی دارد. چندی پیش خبرگزاری میراث فرهنگی (CHN) گزارش داد که کارشناسان این سازمان، پس از بازدید از کارگاه مرمت و بهسازی برج آزادی، در حضور سرپرست کارگاه گفته اند: "اقداماتی که تاکنون در جزیره برج آزادی به بهانه ساماندهی و مرمت انجام شده، مرمت نبوده، بلکه فاجعه ای دردناک در تاریخ ساماندهی آثار تاریخی است."

استفاده از واژه "جزیره" برای میدان آزادی، اشاره طنزگونه و تلخی است به قرار گرفتن این میدان در میان ترافیک سنگین ورودی غربی پایتخت و قطع ارتباط پیادگان با میدانی که طرحش ملهم از باغ های ایرانی است و در اصل برای پیاده روی ساخته شده است.

 شهرداری نقشه های مرمت را برای تایید به سازمان میراث فرهنگی ارایه کرده و این سازمان نیز به نوبه خود خواستار تایید نقشه ها توسط مهندس ایرج حقیقی شده است؛ یعنی کسی که در زمان ساخت برج آزادی، مسؤول کارگاه برج بود. او اکنون به خارج از کشور سفر کرده است.

 

در این میان هیچ کس سراغ مردی را نمی گیرد که ایده چنین اثر بدیعی از ذهنش تراوش کرد، همان جوان ۲۴ ساله و تازه از دانشگاه درآمده ای که حالا از مرز ۶۵ سالگی گذر کرده و هزاران کیلومتر آن سوتر از تهران، نگران دست پرورده خویش است: حسین امانت.

 آقای امانت که اینک در شهر ونکور کانادا سکونت دارد، از معماران نوپردازی است که حتی اگر هیچ کاری غیر از طراحی برج و میدان آزادی انجام نداده بود، بازهم نامش در تاریخ معماری مدرن ایران جاودانه می ماند. اما او در کارنامه خویش، کارهای سترگ دیگری نیز دارد: طراحی ساختمان دانشگاه صنعتی شریف یا آریامهر سابق (۱۳۵۴)؛ ساختمان مرکز صنایع دستی سابق و سازمان میراث فرهنگی امروزی (کامل شده در سال ۱۳۶۳)؛ ساختمان سفارت ایران در پکن (کامل شده در سال ۱۳۶۲) و آثار دیگری که در سال های دوری از وطن و در کشورهای مختلف جهان ساخته شده اند.

 او دعوت گفت و گو را صمیمانه پذیرفت و در اندازه ای که یک گفت و گوی تلفنی میان تهران و ونکور اجازه می دهد، از هویت برج آزادی و دغدغه هایش در این باره سخن راند. با این حال اذعان داشت که اگر بخواهد در هرمورد توضیح کامل بدهد، حاصل سخن، مثنوی هفتاد من کاغذ می شود. تنها امیدش این بود که سخنانش نزد آن ها که اکنون آفریده اش را در اختیار دارند، جدی گرفته شود. آیا این توقع بزرگی برای خالق برج آزادی است؟

 

آقای امانت، در ایران بیشتر مردم خصوصا جوان ها برج شهیاد را با نام آزادی می شناسند. شما ترجیح می دهید در این گفت و گو از کدام نام استفاده کنیم؟

 ميدان آزادي ( شهياد سابق )

فرقی نمی کند. شما از نام آزادی هم می توانید استفاده کنید. آزادی هم نام خوبی است. ولی فکر می کنم این بنا به نام اصلی خود شهیاد نامیده خواهد شد.

پرسش اول من بی ربط به این نامگذاری نیست. شما شهیاد یا همان آزادی را به یادبود ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی ایران طراحی کردید، اما بعدا علاوه بر این که نماد شهر تهران و ایران مدرن شد، نماد انقلابی شد که در تقابل با نظام شاهنشاهی بود. چه قابلیت هایی را در این اثر می بینید که توانسته در مدت کوتاهی نماد دو موضوع متفاوت از هم باشد؟

 

شهیاد طوری طراحی شده که معطوف به حقیقت، جوهره و عمق فرهنگ ایران است. یعنی با توجه به آنچه که در طول تاریخ بر سر ایران رفته و عظمتی که در تاریخ این کشور هست، ساخته شده. درست است که این کار در زمانی انجام شد که یک وضع سیاسی دیگری در ایران حکمفرما بود، اما وقتی من آن را طراحی کردم به تمام دوره های تاریخی و به آینده ایران فکر می کردم؛ نه به آن وضع سیاسی خاص.

 البته اصلا فکر نمی کردم که شهیاد این طور در دل مردم ایران نفوذ کند. شهیاد درست مثل بچه ای بود که شما به دنیا می آورید و نمی دانید که او در آینده چگونه خواهد شد. این بچه بزرگ می شود و زندگی مخصوص به خودش را پیدا می کند که دیگر در اختیار شما نیست. شهیاد هم همین طور شد و فکر می کنم به این خاطر در دل مردم جا باز کرد که خیلی ایرانی است و جوهره فرهنگ ایران را در خود دارد.

 

این جوهره فرهنگی که بر آن تأکید دارید، چگونه در ساختمان برج متبلور شده است؟ یعنی دقیقا چه مفاهیمی را در طراحی برج به کار گرفته اید و می خواسته اید چه پیامی را از طریق آن منتقل کنید؟

 

همان طور که گفتم این بنا به گذشته های درخشان تاریخ ایران نظر دارد؛ به دورانی که ایران در ادبیات، هنر، معماری، صنایع دستی، علوم مختلف و خیلی چیزهای دیگر سرآمد بود. من می خواستم جمع بندی خودم از اینها را در شهیاد ارائه کنم تا اگر کسی از خارج می آید یا حتی مردم ایران بدانند که این اثر به کجا و به کدام فرهنگ مربوط می شود.

 در این بنا، قوس اصلی وسط برج، نمادی از طاق کسری مربوط به دوره پیش از اسلام (دوره ساسانی) است و قوس بالایی که یک قوس شکسته است از دوران بعد از اسلام و نفوذ اسلام در ایران حرف می زند.

 رسمی سازی هایی که بین این دو قوس را پر می کند، خیلی ایرانی است و من آن را از گنبد مساجد ایران الهام گرفته ام. اساسا تکنیک گنبد سازی در ایران خیلی جالب است و شما در هر مسجدی که می روید، یک چیز تازه ای می بینید.

 در این گنبدها که نشانه نبوغ ایرانی است، معماران قدیم از قاعده مربع بنا وارد دایره گنبد شده اند و این کار را با کمک رسمی بندی ها و مقرنس کاری های بسیار زیبا انجام داده اند.

 در برج شهیاد هم همین کار انجام شده. هندسه بنا یک هندسه مربع مستطیل است که از روی چهار پایه خود می چرخد و ۱۶ ضلعی می شود و بالاخره به صورت یک گنبد شکل می گیرد. البته شما این گنبد را از بیرون نمی بینید، اما از داخل برج قابل مشاهده است.

 دو طبقه داخل برج، یکی بالای قوس طاق اصلی و دیگری زیر گنبد است که با آسانسور به آن می رسید. این طبقه که به عنوان نمایشگاه طراحی شده با گنبدی از بتن سفید پوشیده شده. این گنبد مقرنس ایرانی را به نوع تازه ای اجرا می کند و ارتفاع آن از بام شهیاد بیرون می زند و از بام دیده می شود که با کاشی های فیروزه ای معرق ایرانی پوشیده شده است.

مصرف بتن سفید در این قسمت و در سالن پذیرایی آن، در آن زمان یک کار جدیدی در ایران بود.

 نماي ميدان آزادي (شهياد سابق )

شما در زمان طراحی برج ۲۶ ساله بودید؟

 

خیر، ۲۴ سال داشتم و تازه از دانشکده معماری دانشگاه تهران بیرون آمده بودم.

 

خب، آدم وقتی برج آزادی را با این توصیفی که شما گفتید، می بیند، متوجه می شود که این اثر حاصل درک عمیقی از سنت های تاریخی و هنر و معماری ایران در دوره های مختلف است. چطور یک جوان ۲۴ ساله به این درک رسیده بود؟

 

من از کودکی در خانواده ای بزرگ شدم که عاشق فرهنگ ایران بود و در یک مکتب فکری پرورش پیدا کردم که می گوید زیبایی های دنیا در هر کجا که باشد، متعلق به همه دنیاست و هنرمند باید به همه این زیبایی ها مراجعه کند.

 وقتی کوچک بودم، یک روز پدرم مرا به تخت جمشید برد. وقتی از پله های تخت جمشید بالا رفتم، عظمتی را دیدم که قلب من را برای همیشه از آن خودش کرد. تجربه ای بود که هیچ وقت آن را فراموش نمی کنم و فکر می کنم کارهایی که بعدا در زمینه معماری انجام دادم، بیشتر به این تجربه و حس مربوط می شود. یک مقدارش را هم شما به حساب شانس بگذارید .

اگر اجازه بدهید، بپردازیم به مسایلی که امروزه گریبانگیر برج آزادی است. در حال حاضر دست کم سه عامل به عنوان عوامل خطرزا برای برج آزادی مطرح شده؛ یکی نفوذ رطوبت حاصل از آبیاری چمن های میدان به پایه های بنا و احتمالا فونداسیون؛ دوم آلودگی شدید هوا ناشی از تردد خودروها و فعالیت کارخانجات بزرگ در غرب تهران؛ و سوم بار سنگین ترافیک در میدان آزادی و لرزشی که تردد خودروها ایجاد می کند. هر کدام از این عوامل را چقدر آسیب زا می دانید و مقاومت برج در برابر آن ها چقدر است؟

 

همه این عوامل خیلی مهم است. از آنجا که بخش های زیر زمینی میدان خیلی بزرگ است، صدمه دیدن عایق ها یعنی قیرگونی دیوارها و سقف ها و نفوذ رطوبت مساله ای جدی است که باید فورا به آن رسیدگی شود. چون نفوذ آب در طول زمان، بتن را ضعیف می کند.

 من عکس هایی را از شهیاد دیده ام که نشان می دهد لای سنگ ها گیاه سبز شده و فکر می کنم هر ساختمانی هرچقدر که محکم باشد، اگر مدتی به آن نرسند - که در این ۳۰ سال گذشته این طور بوده - خراب می شود. در مورد رشد گیاهان در لابلای سنگ ها واقعا نگران هستم؛ چون ریشه گیاه سنگ ها را خرد می کند.

 برای مرمت شهیاد باید توجه داشت که این بنا چطور طراحی شده و چه تکنیک هایی در ساخت آن بکار رفته است. این بنا سنگ هایی دارد که در قسمت پایین برج 3.2 متر طول و 1.6 متر ارتفاع دارند و کار دست سنگتراشانی است که به نظر من یک کار بی نظیری انجام داده اند. چون آن وقت که ما شهیاد را می ساختیم، هیچ کس برای پول کار نمی کرد و برای همه، این یک کار عاشقانه ای برای مملکت بود.

ميدان آزادي يا شهياد، در حال ساخت

 این سنگ ها با بتن و آهن ضد زنگ به هم چسبیده اند و پشت آنها یک سطح خشن است که روی آن نلغزند. ولی هر سنگی کنار سنگ دیگر با یک ماده قابل انعطاف بندکشی شده است. چیزی شبیه به لاستیک که قابل انعطاف است. ماده ای است به نام FlEXIBLE SEALANT . حالا اگر بخواهند در جریان مرمت از سیمان برای بندکشی استفاده کنند، این کار باعث شکستن سنگ ها می شود. به خاطر این که در گرمای تابستان و سرمای زمستان سنگ ها و بتن زیر آن ها مرتبا منبسط و منقبض می شوند و اگر درزها قابل انعطاف نباشد، همگی خرد می شوند.

 این را هم بگویم آقای مهندس ایرج حقیقی که الان در ایران هستند و مهندس کارگاه برج بودند، یکی از بهترین کسانی هستند که در مورد مرمت شهیاد می توان به ایشان مراجعه کرد.

 

آلودگی هوا چطور؟

آلودگی هم مسأله مهمی است و وضع اسیدی هوا روی سنگ های برج اثر می گذارد. سنگ های شهیاد که مرمر جوشقان هستند، اصلشان آهکی است و از آلودگی هوا آسیب می بینند.

 به نظر من راه حل اساسی این است که ترافیک اطراف میدان را کم کنند، اما نباید جریان رفت و آمد قطع شود. حتما باید اتومبیل از آن اطراف رد شود و زندگی در آن جا جریان داشته باشد تا بنا زنده بماند. ولی به نظرم تردد وسایلی مثل اتوبوس و کامیون و تعداد زیاد اتومبیل باید بررسی و محدود شود. ضمنا نباید کاری کنیم که اتومبیل ها یک مانع و دیواری در مقابل شهیاد بوجود بیاورند و مانع بشوند که مردم به سوی میدان بیایند. یعنی در طرح های شهری خیابان های میدان، باید سعی کرد مردم راحت به باغ وسط برسند.

 در مورد لرزش ناشی از تردد خودروها که اشاره کردید، باید بگویم شهیاد آنقدر محکم ساخته شده که نباید پایه هایش با این حرف ها بلرزد. مهندس مشاوری که شهیاد را طراحی کرده، یک از بهترین ها در دنیاست.

 بنا محکم است، ولی هر بنای خیلی محکم هم اگر زیرش خالی شود، می خوابد. من نمی دانم اطراف آنجا چه اتفاقی می افتد، اما فکر می کنم باید خیلی مواظب بود.

 

الان شهرداری تهران در حال بازسازی محوطه میدان آزادی است و ممکن است در جریان این کار برخی عناصر و اجزاء میدان دگرگون شوند. آیا طراحی میدان آزادی پیوستگی ضروری با برج دارد، یعنی اگر دخل و تصرفی در طراحی میدان صورت بگیرد ، به کلیت طرح و مفاهیم آن یا حتی ساختار معماری اش لطمه خواهد خورد؟

 نمايي از ميدان آزادي و طرح آن

 تصوير هوايي ميدان آزادي

 

قطعا همین طور است. نقوشی که در میدان هست و باغچه ها و گل کاری ها را شکل می دهد، از طرح داخلی گنبد مسجد شیخ لطف الله اصفهان الهام گرفته شده؛ منتها هندسه دایره گنبد تبدیل به بیضی شده است.

 روابط لوگاریتمی جالبی در هندسه و ابعاد گنبد مسجد شیخ لطف الله هست که دانش عمیق ریاضی معماران ایران در دوره های گذشته را نشان می دهد. اگر این طرح که در میدان استفاده شده به هم بخورد، ایده اصلی کار از بین خواهد رفت.

 طرح آب نما و فواره ها هم ملهم از باغ های ایرانی است. همین طور شیب میدان با دقت و به منظور خاصی طراحی شده، حد ارتفاع برج شهیاد ۴۵ متر است؛ چون نزدیک فرودگاه مهرآباد قرار گرفته و

نمی شود بلندتر از این ساخت. ولی من می خواستم وقتی به بنا نزدیک می شوید به طرف بالا بروید، در حالی که بالا بردن بنا ممکن نبود.

 ما برای این که مشکل ارتفاع را حل کنیم، یک سرازیری در میدان بوجود آوردیم. یعنی شما از طرف فرودگاه که وارد میدان می شوید به شکل سرازیر به برج نزدیک می شوید و می رسید به آن آب نمای دایره شکل و وقتی به بنا نزدیک می شوید، دوباره بالا می آیید.

 زمین زیر برج کاملا صاف است. این صافی و آن شیب میدان وقتی به هم می رسند، خط های قوسی جالبی را ایجاد می کنند که نمی شود به آنها دست زد. در بازسازی میدان باید به این ظرایف توجه کرد.

 در عکس هایی که دیده ام، کاشی کاری شیارهای نمای اصلی و روی گنبد اغلب خرد شده است. این اشکال کاشی معرق ایرانی است که که می دانید از تکه های کوچکی که کنار هم می گذاریم، تشکیل شده و در زمستان با نفوذ برف و باران یخ می زند، می شکند و فرو می ریزد.

 امروزه با پیشرفت تکنیک کاشی، رفع این مشکل که در اغلب بناهای قدیمی مشاهده می شود، ممکن است. امیدوارم در تعمیر این کاشی کاری ها نهایت دقت انجام شود که طرح اصلی آن که الهامی مدرن از نقوش سنتی ایرانی است، محفوظ بماند و تغییر نکند.

 ميدان آزادي يا شهياد سابق 

غیر از این موارد، توصیه دیگری هم به متولیان بازسازی میدان آزادی دارید؟

 

من شنیده ام که مدت زیادی است شهیاد به روی مردم بسته شده که البته به خاطر تعمیرات است. ولی این کار نباید زیاد طول بکشد. چون وقتی بنا تعطیل می شود، از بین می رود. نگهداری مداوم بنا مستلزم فعالیت در آن است.

 داخل شهیاد از نظر مرمت کار زیادی ندارد و چون داخلش بتن لخت است، همیشه نو است و کافی است که آن را تمیز بکنند. اما حیف است که به این بنا رسیدگی نکنند و درهایش به روی مردم بسته باشد .

 

غیر از برج آزادی برخی بناهای تاریخی تهران مثل سر در باغ ملی، شمس العماره و ساختمان موزه ملی ایران خیلی شاخص هستند و تا حدودی نمادهای شهری به حساب می آیند. اما بناهای دهه های اخیر مثل مصلای تهران، ساختمان کنفرانس سران کشورهای اسلامی یا ساختمان کتابخانه ملی

نتوانسته اند این شاخصه و وجه نمادین را پیدا کنند. به نظر شما چه عناصری در این بناها مفقود است که نمی توانند نماد شهری باشند؟

 

یک کتابخانه هدفش این است که مردم بروند آن جا و از کتاب ها استفاده کنند، همین طور بناهای دیگر هر کدام به منظور خاصی ساخته شده اند، اما همان طور که اشاره کردید، می توانند نمادین هم باشند. مانند بناهای دوره صفویه در اصفهان.

 معماری دنیا در حال تحول خیلی سریع است و معماران در هر کجای دنیا به تکنولوژی و امکاناتی دست پیدا کرده اند که قدرت انتخاب زیادی به آنها می دهد.

 دیگر مثل دوره صفویه نیست که فقط آجر داشتند و قوس می زدند و همواره هماهنگی در کارشان بود. بعضی از دوران ها در تاریخ دنیا مثل بهار شکفتگی هستند و در آنها گل های زیادی پرورش پیدا می کند؛ مثل رنسانس در تاریخ اروپا یا دوره سلجوقی و صفوی در تاریخ ایران.

 الان وضعیت به خاطر فنون و مصالح جدید عوض شده و مدتی طول می کشد تا این پختگی پیدا شود. در چین هم همین آشفتگی ها وجود دارد. دوران آزمایش است.

 من وقتی ساختمان مرکز صنایع دستی یعنی سازمان میراث فرهنگی فعلی را می ساختم، استفاده های بی مورد و عجیب و غریب از قوس ها و مقرنس ها در معماری ایران خیلی زیاد شده بود. من در آنجا با مراجعه به سنت معماری ایران یک گنبد رسمی بندی شده آجری را درست کردم تا بگویم هنوز هم می شود با تکیه بر گذشته یک کارهایی کرد. ولی این بنا نیز آن جنبه نمادین را ندارد، چون هدف دیگری داشته است.

 یک وقت هایی اثر دنیای پیشرفته بر ما خیلی زیاد است و بدون این که بدانیم چه کار داریم می کنیم، به تقلید از دیگران می پردازیم. ولی به طور کلی فکر می کنم معماران ایرانی، معماران بسیار خوبی هستند. متأسفانه من کارهای اخیری را که همکارانم در ایران کرده اند، ندیده ام تا اظهار نظر کنم.

 

اگر دوباره به شما پیشنهاد دهند که یک بنای یادبود و نمادین برای تهران طراحی کنید ، یادبود چه چیزی را می سازید و چه مفاهیمی را در ساختار آن بکار می گیرید؟

می دانید، یادبود مربوط است به آنچه بر یک فرد یا یک جامعه ای گذشته؛ یک چیزی است که وقتی آن را می بینید فکر می کنید چه خبر بوده است. من یک دوره با توجه به آنچه در طول تاریخ بر سر ایران رفته، کاری را انجام دادم. اما تا مأمور کار دیگری نشوم نمی توانم بگویم آن کار چیست.

 باید مأمور بشوم تا مثل بچه ای که می گویند مشق بنویس، یک مدتی در شور و التهاب باشم و سختی بکشم. باید یک مقداری دعا و مناجات داشته باشم تا متمرکز شوم و از درون این تمرکز یک فکری بیرون بیاید. باید مأمور بشوم تا توکل کنم.

 

آیا این مناجات و توکل برای طراحی آزادی هم وجود داشت؟ مهندس حسين امانت

 

 

 

 

البته، البته، وقتی می خواستم این کار را انجام بدهم، دعا کردم؛ چون می دانستم که به تنهایی نمی توانم کاری بکنم. شهیاد را ساختم تا بگویم ایران از دوران سخت گذشته می گذرد و به آینده ای درخشان می رسد. در این تردیدی نیست.

 منبع : دوستان در حال حاضر منبع دقیق این مطلب رو نداریم ، اما در جستجوي آن هستيم و در صورت آگاهي از آن ، حتما به آگاهي شما رسانده خواهد شد.

با تشكر از توجه شما

 

رنزو پیانو و مجموعه فرهنگی ژان ماری تجیبائو

رنزو پیانو در سال 1937 در جنوا ایتالیا متولد شد. در سال 1970 با ریچارد راجرز انگلیسی به همکاری پرداخت این دو با طراحی مجموعه پومپیدو به شهرت رسیدند.

                                                                                    رنزو پیانو

 

پيانو در مقام معمار (هاي-تك) شروع به كار كرد و بعد ها به عنوان معمار ارگانيك شناخته شد و در نهايت به عنوان يك معمار مبتكر و خلاق در فنون و روش هاي ساختمان سازي به شهرت رسيد و هنوز هم بهترين نشان و افتخار كار هاي او تلاش وتحقيق مداوم براي يافتن افق هاي جديد معماري است كه از طريق روش هاي جديد فضا سازي و با تا كيد بر قدرت تفسير وباز انديشي در مورد نيازها وانتظارات انسان معاصرحاصل مي شود .

 

پيانو هميشه تلاش كرده روش ها و مفاهيم سنتي در مورد جهت و نحوه قرار گيري ساختمان را مورد باز انديشي قرار دهد وبا استفاده از شرايط و قابليت هاي طبيعي اقليم و محيط اطراف ساختمان و هدايت ويژگي هاي مطلوب آن به داخل فضايي خوش آيند وسازگار باشرايط طبيعي را در داخل ساختمان خلق نمايد .

 

موضوع عجيب ديگر اين كه وی در اسكيس هايش ايجاد جريان ها و اشعه ها در اطراف ساختمان و تعامل آن ها با خورشيد هميشه با مداد كمرنگ و سبز نشان مي داد .

 

با اينكه پيانو يك بنا زاده است و با قوانين و اصول مقبول ساختمان سازي بخوبي آشناست اما هميشه تلاش كرده طافق ها وشيوه هاي جديدي را جستجو كند تا پتانسيل هاي جديد مصالح را كشف و كيفيت و ارزش هاي انساني صنعت گري را غني كند .

 

 

مجموعه فرهنگی ژان ماری تجیبائو – نیوکالدونیای فرانسه

طراحی 1991- ساخت 1993 تا 1998

 

  

 

پروژه ژان ماری با طبیعت مانوس است یعنی بدون حضور نور خورشید که لطافت ساختارهای چوبی را باز می تاباند و بدون صنوبر بلند و ستون مانند که معیاری برای ارتفاع پوسته های وسیع ساختمان محسوب می شود و بدون بادی که از میان این عناصر می وزد و انعطاف پذیری و استحکام چوب را یادآوری می کند ، شناخت و درک کامل مکان و فضای خلق شده در این پروژه ، غیرممکن می شود.

 

 

معرفی سایت پروژه ( شبه جزیره نیوکالدونیا )

 

          سایت

 

بین کشور فرانسه و همسایه بر سر مالکیت این جزیره اختلاف بوجود آمد و سرانجام این جزیره به فرانسه تعلق یافت.

رئیس جمهور فرانسه به منظور نشان دادن اینکه این جزیره اصالتا به فرانسه تعلق دارد تصمیم گرفت یک مجموعه فرهنگی احداث کند تا آداب و رسوم مردم بومی آنجا را که معروف به کاناک بودند به تمام جهان نشان بدهد.

محل قرارگیری پروژه را تاج جزیره انتخاب کردند و در اختیار آقای پیانو دادند.

از ویژگی های این سایت می توان گفت :

- در یک طرف آب آرام و مطابق آن باد مطلوب و ملایم و در طرف دیگر آب خروشان را داریم که باد غالب را   تولید می کند.

- وجود پوشش گیاهی که سازگار با بناهای جزیره است.

- وجود خانه هاس کاناکی با مصالح بومی.

 

  

هنر پیانو در تبدیل کردن سازه بومی به های تک – تک لایه ای

 

     

 

         

 

یکی از جلوه های اصلی این مجموعه ، قدرت اجرایی به کار رفته از نظر صنعت گری بارای ساخت آنهاست که ریشه در تمدن و فرهنگ منطقه دارد. صنعت و مهارتهایی که به شکل شیوه های ساخت ممکن در این منطقه تبلور یافته است.

 

فرم سازه ای منتخب رنزو پیانو به خوبی قادر است با الگوها و شکل های تکیه گاهها ، بادبندها و سایر عناصر سازه ای تلفیق شود. سازه این ساختمان ها دو لایه است و خلا بین دو جداره ، ابزاری ارزشمند برای خنک کردن و تهویه ی فضای داخلی محسوب می شود.

شبکه ای تنیده با بافتی ظریف ، پوسته خارجی ساختمانها را تشکیل می دهد و با ارتعاش هایی متغییر که در قسمت های مختلف متفاوت است. این پوسته خارجی ساختمان را پویاتر می کند.

 

 

جواب مثبت پیانو به خانه های کاناک

 

            

 

نتایج بدت آمده ی فوق العاده قبل از ساعت این مجموعه ، نشان دهنده ی پاسخ مثبت پیانو است برای به نمایش گذاشتن فرهنگ کاناک که در تمام منطقه ی نیوکالدونیا غالب است و نشان دهنده نیاز و علاقه شدید او به باز اندیشی و بر انگیختن فرهنگ انسانی به طور پیوسته و به شکل های مختلف است.

همچنین این پروژه بیان کننده بینشی عمیق نسبت به امکانات و توانائی های معماری معاصر و چگونگی ترکیب آن با جزئیات و ریزه کاری های تمدن و فرهنگ بومی منطقه است.

همچنین این پروژه قادر است علاوه بر تفکری گم شده در زمان ، باززنده سازی اندیشه های کهن یک قوم برای ایجاد رابطه با محیط طبیعی اطرافش را نیز به خوبی به تصویر بکشاند.

 

 

عملکردهای مجموعه فرهنگی ژان ماری تجیبائو

            

 

این مجموعه به سه دسته تقسیم شده است که دو دسته ی آن سه تایی و دیگری چهار تایی است.

عملکرد آنها شامل : سمعی بصری ، کتابخانه ، کافه تریا ، نمایشگاه ، سالن اجتماعات ، سالن رقص ، آمفی تئاتر ، موزه و ...

 

 

                         کلاس آموزش رقص >>  

 

 

 

        <<  فضای داخلی کتابخانه

 

    نمایشگاه سنن مردم کاناک >> 

 

       <<  دید به سرسرا

 

 

 

منبع : تحقيق توسط نويسندگان وبلاگ

 

 

 

مسابقه طراحی ساختمان نمایشگاه دائمی اتومبیل ایران

 

در مهر ماه سال 1385 شرکت ایران سازه متعلق به شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی ، مسابقه ای برای انتخاب طرح نمایشگاه دائمی اتومبیل ایران برگزار کرد.

 

حال ما چهار طرح برگزیده ی این مسابقات را با نام شرکتهای شرکت کننده و به ترتیب حروف الفبا اینجا می گذاریم. شما از بین این چهار طرح ، به ترتیب اولویت ، رتبه های یک تا سه را از نظر خود اعلام کنید.

 

ملاحظات شهری :

 

ارتفاع و سطح اشغال ساختمان با توجه به ضوابط شهرداری تهران ، کالبد بنا را به عنوان یک نشانه ی شهری در امتداد خط آسمان خیابان آزادی و بزرگراه یادگار امام مطرح می کند. براین اساس ، ملاحظات زیر در حوزه شهری پروژه تاثیرگذار بوده است :

۱- رعایت نظام دسترسی سواره و پیاده

۲- تاکید بر دید ناظر معابر اصلی شهر

۳- ترکیب حجمی خوانا در دو مقیاس پرسپکتیو حرکت پیاده و سواره

۴- ایجاد ارتباط بصری بین فضاهای داخل و خارج برای نمایش عملکردهای داخل بنا

۵- حضور عملکردهای شهری در بنا برای ارتباط بیشتر ساختمان با فضای شهری

 

ملاحظات معماری :

 

۱- طراحی معماری بینابین صنعت ساختمان و طراحی صنعتی منطبق با ارگونومی طراحی اتومبیل

۲-تاکید بر حضور و نمایش تکنولوژی ساخت

۳-دینامیک و پویا بودن فضا و هندسه ی حجمها ملهم از مفهوم حرکت

۴-ایجاد فضای تجمع عمومی در طبقات و ایجاد رابطه مستقیم بین داخل و خارج

۵-تاکید بر حضور توده سبز در ارتفاع

۶-استفاده از عناصر معماری برای هدایت بصری ناظر

۷- ترکیب فضایی نمایشگاه با راهروهای عمودی برای ایجاد حداکثر ارتباط بصری در کل بنا

 

........................................................................................................................

طرح مهندسان مشاور آرکاندید :

 

                             آرکاندید

 

           آرکاندید

 

 

طرح مهندسان مشاور پدیده ی صامت :

 

             صامت

 

                    صامت

 

طرح مهندسان مشاور تجیر :

 

                تجیر

 

       تجیر     تجیر

 

 

طرح مهندسان مشاور عمارت خورشید :

 

                عمارت خورشید

 

 عمارت خورشید

 

منبع مطالب و عکسها : مجله معمار - فروردین و اردیبهشت 86 - شماره 42 - صفحات 60 تا 64

 

 

تادائو آندو

                                       تادائو آندو

 

 

تادائو آندو معمار معاصر ژاپنی در سال 1941 در شهر اوزاکای ژاپن متولد شد.او بر خلاف بیشتر معماران امروز ، تحصیلات رسمی در مدارس معماری نداشته است. و به جای آن معلومات خویش را با مطالعه و انجام سفرهای متعدد به اقصی نقاط جهان مانند آفریقا و اروپا و آمریکا به دست آورده است.

وی در سال 1970 کارگاه شخصی خود را با نام دفتر معماری تادائو آندو و همکاران تاسیس کرد.

 

 

برخی از نظرات و دیدگاههای تادائو آندو:

 

 

* نگاه انتقادی به معماری مدرن

 

* احساس نگرانی برای آینده به خاطر وجود کامپیوترها ترس از اینکه خلاقیت را از معمار بگیرند ومعماری به یک فرمول برای تمام نقاط زمین انجامد.

 

* اهمیت فوق العاده به طبیعت

 

 

* در معماری بخشی وجود دارد که نتیجه یک استدلال منطقی است و بخش دیگری

است که از مجرای احساس خلق می شود . همواره یک نقطه هست که این دو با

هم طلاقی می کنند.من فکر نمی کنم معماری بدون این تلاقی بتواند خلق شود.

 

* معماری خلق فضایی برای زیستن و به تفکر واداشتن

 

                                   

 

*  فرم از تاثیر فضایی می کاهد و در نتیجه جذابیت معماری را محدود می کند.

* اهمیت به نور در فضای معماری

 

* نور به زیبایی نمود می بخشد ، و باد و باران با تاثیری که بر بدن انسان می گذارند به زندگی رنگ و رو  می دهند. معماری واسطه ای است که انسان را قادر می سازد تا حضور طبیعت را حس کند.

 

 

* من با نشاندن طبیعت و نور متغیر در درون فرم های هندسی ای که از زمینه شهری شان بریده شده اند ، فضاهایی پیچیده می آفرینم.

                           

 

                       

 

* آسمان قاب شده ، نور و سایه ایجاد می کند و به شخص القا می کند تا از معنای طبیعت بپرسد و به او کمک می کند تا عناصر ترکیبی فضا را درک کند.

 

* به باور من سه عنصر برای تبلور معماری مورد نیاز است : مصالح واقعی مانند بتن اکسپوز و یا چوب رنگ نشده ، هندسه ناب ، طبیعت ؛ طبیعتی که از طریق انسان نظم داده شده و در تضاد با طبیعت آشفته است.

 

 

                             موزه فورت

 

* من می خواهم بناهای قوی و در عین حال آرامی بیافرینم که صدای آفریننده شان را بتوان شنید.

 

* نور سرچشمه تمام هستی است . نور در همان حال که به سطح چیزها برخورد می کند ، به آنها شکل می دهد و با انباشتن سایه در پشت چیزها ، به آنها عمق می بخشد.

 

 

* تابش یک دسته پرتو نور ، با نفوذ در سکوت ژرف آن تاریکی ، شکوه و ظلمت را به همراه می آورد.کلیسای نور

منبع : تحقيق صورت گرفته توسط نويسندگان وبلاگ

روز معمار

با سلام به خدمت تمامی عزیزان معمار

خوشحالیم که به تدریج به معماری بها داده می شود. روز و هفته معمار را به همه شما دوستان تبریک می گوییم و آرزوی بهترینها رو براتون داریم.

                                روز شما مبارک

روستای اسلامیه

به نام خدا

با سلام به شما دوستان گرامی

مدتی به خاطر امتحانات ترم و تحویل پروژه ها موفق به نوشتن مطلب جدیدی نشدیم.

در ترم گذشته تحصیلی از طرف دانشگاه ، ما را به بازدید روستای اسلامیه واقع در استان یزد ، شهرستان تفت بردند که به تازگی طی طرحی ، مورد بازسازی و مرمت قرار گرفته روستای مورد اشاره در منطقه ای نسبتا خوش آب و هوا نسبت به استان یزد در منطقه ای ییلاقی قرار دارد. از جمله افرادی که درارائه و اجرای این طرح نقش موثری و مستقیمی داشتند شادروان مهندس علوی راد ( از اساتید دانشگاه ما ) بودند که در راه بازگشت از مراسم افتتاحیه و بهره برداری به سمت یزد ، طی تصادفی درگذشتند.

 

برخی خصوصیات مثبت طرح مورد نظر را می توان چنین بر شمرد :

 

* استفاده از مصالح بوم آورد ، سازگار با اقلیم و منطقه .

 

* سازگاری طرح با معماری بومی روستا .

 

* پاسخگویی به نیازها و احتیاجات امروزی .

 

* تبدیل روستا به منطقه ای که خصوصیت جذب توریست دارد .

 

و . . .

     سردر ورودی روستای اسلامیه        ورودی یکی از باغ ها

 

                         نمونه اي از كوچه هاي روستا

   

    پلي بر روي مسيل        طراحي محل نشستن

 

    مفصل بندي دو معبر متقاطع روستا                     پوشش شبكه آبهاي سطحي

 

           

 

           

 

   

 

                                          به ياد شادروان استاد علوي راد ، روحش شاد و يادش گرامي باد

 

سرآغاز

 

به نام خداوند جان آفرین  -*****-   حکیم سخن در زبان آفرین

 

انسان خلیفه اوست و هم او به انسان اختیار داد و خواست که انسان جانشینش شود ، بشریت با روح خدایی خویش می آفریند ، دست به آفرینش می زند :

                                                                                                                                                     

از همان روز نخست و ساخت پناهگاه گرفته ، تا عصر اختراعات و اکتشافات بزرگ ، سفر به فضا و ارتباطات و دهکده جهانی و . . .تا به امروز ، انسان اندیشمند دست به خلق و نوآوری زده است.

 

                                               

 

معماری بیشک از دستاوردهای بزرگ بشریت است. از جواب دادن به کف نیازها همچون پناه و مسکن و . . . شروع شده ، و کم کم به سمت نیازهای ثانویه بشری ، چون زیبایی و آسایش و حس تعلق و . . . حرکت می کند. معماری ، هنریست که از هیچ ، همه چیز می سازد و فضایی خلق می کند که در انسان حس مکان را بر می انگیزاند و مکان را در خور زندگی و استفاده انسانها می سازد. معمار توانایی دارد برای پیچیده ترین مسائل محیطی ، بهترین راه حلها و خوشایند ترینشان را بیان نماید.

 

این وبلاگ ، شروعی است برای حرکت در سیر به شناخت و درک معماری و در نهایت رسیدن به خلق محیطی مناسب تر برای بشریت ، در این راه خود بیشتر یادگیرنده ایم و آموخته هایمان را با شما در میان خواهیم گذاشت ، و به همدلی های شما و یاریتان بسیار امیدواریم تا همه با هم به سوی تعالی این علم و هنر ، حرکت کنیم.

 

به امید آن روز.

 

(( شما سنگ ، چوب و بتن را بکار می گیرید و با این مصالح خانه ها و محل ها را می سازید ، این یعنی ساختمان سازی ؛ کاردانی و مهارت در کار است.

 

ولی ناگهان ، شما در قلب من تاثیر می گذارید ، به من خوبی می کنید ، من خوشحال می شوم و می گویم : "این زیباست" ، این یعنی معماری ، هنر در آن وارد می شود.

 

خانه ی  من قابل استفاده است. از شما متشکرم همانگونه که بایستی از مهندسین را آهن ، یا خدمات تلفن متشکر باشم. شما در قلب من تاثیر نگذاشته اید. )) - لوکوربوزیه-

 

 

               

 

 

 

با تشکر

وبلاگ معماری آهوپا

به نام خدا

دوستان به زودی وبلاگی معماری در اینجا شاهد خواهید بود ، اميدواريم كه بتوانيم وظيفه معماري خود را در قبال جامعه ، ميهن و چه بسا بشريت ، به نحو احسن به سرمنزل مقصود برسانيم.